تبليغاتX
Persian Library Photos

Persian Library Photos

وبلاگی برای ارائه عکسهای مرتبط با حوزه کتابداری و اطلاع رسانی

اين پوستر به منظور آگاهي مردم از برگزاري همايش در اطراف بزرگراه ها نصب شده است. به همه زبانها قابل خواندن است جز به زبان شيرين فارسي. چنين پوستري در حال حركت در بزرگراه چقدر مي تواند آگاهي دهنده باشد؟ و چقدر مي تواند عامل تصادف شود؟

پوستري ناخوانا از يك همايش

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 10:56  توسط محسن حاجی زین العابدینی(Mohsen Haji Zeinolabedini)  | 

سلام. حتما خبر دارید که عصر دیروز(28/11) جشن 45 سالگی شورای کتاب کودک برگزار شد. جای همه تون خالی! خیلی ها بودن(و البته خیلی ها نبودن)! یه جمع صمیمی و گرم و دوست داشتنی.

سخت ترین کاری که اون جا می شد انجام داد این بود که بخوای از یه عده خاص عکس دسته جمعی بگیری!

 

 

 

تو این مراسم، پیشرفت های اخیر فرهنگنامه کودکان و نوجوانان مورد تاکید قرار گرفت.

 

 

انجمن علمی کتابداری ایران هم لوح تقدیری برای تجلیل از خانم توران میرهادی در 80 سالگی ایشون در نظر گرفته بود که اون لوح رو خانم مکتبی به کمک یه خانم کوچولو به اسم مهسا ( دختر یکی از دانش آموختگان مدرسه فرهاد. خانم میرهادی مدیر این مدرسه بودن) به خانم میرهادی اهدا کردن.

 

 

 

ضمنا از بهترین های کتاب کودک تقدیر شد. این هم یه نمونه از لوح های تقدیر زیبای شورای کتاب کودک!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 12:30  توسط امیرحسین رجب زاده عصارها (AmirHussein Rajabzadeh )  | 

...كتابخانه عمومي ماسوله  كشف شد... بهشتي باشيد

كريستوف كلمپ هاي كتابخانه عمومي ماسوله ....      ادكايي ها ...    پله هاي ترقي رو يكي يكي بالا ميريم ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 8:7  توسط مریم پاکدامن(Maryam Pakdaman)  | 

سلام،

چند وقت پیش دقیق یادم نیست، روز ۷ آذر ۱۳۸۶ (یعنی ساعتشو دقیق یادم نیست) یکی از دوستام ازم خواست که اگه اون روزها از انقلاب رد شدم یه کتابی رو واسش بخرم به نام «خاطره دلبرکان غمگین من»، از گابریل گارسیا مارکز(که همیشه ستودمش!). ظاهرا می دونست که فروش این کتاب ممنوع شده و خواست که من براش گیر بیارم!  آن گذشت و من تازه امروز گذرم به میدان کتاب افتاد و حدس می زنید چی شد؟؟؟ اولین چیزی که آمدند و در گوش من زمزمه کردند( آخه می دونید که توی میدون انقلاب در گوش آدم زمزمه زیاد می شه که عکس، سی دی، ... البته شاید خانوما خیلی با این زمزمه ها آشنا نباشن. بگذریم!) این بود: دلبرکان! دلبرکان! خلاصه با قیمتی حدود ۱.۳۳ برابر قیمت واقعیش اون رو خریدم. حالا نمیدونم دوستم اون رو می خواد یا  نه ولی اگر هم بخواد باید یه کتاب تا خورده رو از من تحویل بگیره، چون من طاقت نیاوردم و خوندمش!!!

خاطره دلبرکان غمگین من!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:47  توسط امیرحسین رجب زاده عصارها (AmirHussein Rajabzadeh )  | 

مطلب زیر و تصویر و لینکهای مربوطه از سوی جناب آقای رجبی ارسال شده که عینا نقل و تقدیم می گردد:

 

مجله وزین بخارا به سردبیری دهباشی عزیز که خداوند طول عمرش دهد، بخشی دارد که در آن پیر کتابداری ایران یعنی ایرج افشار مطالبی در خصوص ایرانشناسی قلمی می نماید. نامه ای از هوشنگ اعلم که خدا بیامرزدش دیدم به ایرج افشار که جالب بود.

یک لغت دارد که هروقت به آنجا رسیدید روی مبارک را برگردانید. از ما گفتن.

عباس رجبی

 

نامه هوشنگ اعلم به ایرج افشار

آدرس تصویر: http://i29.tinypic.com/2it6fbp.jpg
لینکهای مرتبط:

http://www.aftab.ir/lifestyle/view.php?id=74229

http://www.encyclopaediaislamica.com/news.php?m3=266

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 11:39  توسط فاطمه پازوکی(ّFatemeh Pazoki)  | 

من از چشم تو ای ساقی خراب افتاد ه ام لیکن    /    بلایی کز حبیب آید هزارش مرحبا گفتیم

تا حالا شده در شرایط اضطراری در حال مطالعه باشید...بعد ناگهان برق ها به مدت طولانی برود...و معلوم نباشه کی برگردد...خوب در چنین مواقعی چه کار می کنید؟۱.خواب ۲.ادامه مطالعه با نور کم یا ...

 

مطالعه با نور شمع

 این هم از مزایای گوشی هایی که مجهز به چراغ قوه است...وقتی آخرین روشنایی های شمع هم رو به خاموشی می رود فکر بکریه...

http://i27.tinypic.com/1zgda9e.jpg

http://i25.tinypic.com/f9mk5g.jpg

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 12:26  توسط طرلان رزاقی(Tarlan Razzaghi)  | 

با سلام. از این که به جمع شما اضافه شدم خیلی خوشحالم. امیدوارم همکار خوبی براتون باشم.

این عکس که در حین سفر به ماسوله شکار شده، دلایل برخی مشکلات را به طور واضحی روشن می کنه. (نام این پست یعنی چرا ادکا عقب ماند از مبحث مشهور چرا ایران عقب ماند اقتباس شده و اندیشه دیگری در پس آن نیست!)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 11:46  توسط امیرحسین رجب زاده عصارها (AmirHussein Rajabzadeh )  | 

داشتم روزنامه ای رو تورق میکردم که تصویری توجهم رو جلب کرد:

ششمین جشن فرهنگ و هنر در خراسان با این هدف که هنرهای ملی به راه پیشرفت گام بردارند و توسعه یابند.

... و تجلیل از مقام کتابدار در آمفی تئاتر کتابخانه فردوسی: آقای اوکتائی کتابدار سابق آستان قدس رضوی که ۶۰ سال شغل پرافتخار کتابداری داشتند.(آفتاب شرق۱۴آبان ۱۳۵۲)

Click for Full Size View

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 8:3  توسط سمانه نوذر(Samaneh Nozar)  | 

 

خوشبختانه یا متاسفانه ما نیز به جمع فارغ التحصیلان دوره ی لیسانس و پشت کنکوری های دوره فوق لیسانس پیوستیم!

این هم آخرین یادگاری از ۴ سال با هم بودنمان: (تعداد ورودی ۱۷ نفر؛ حاضرین در این جلسه ۱۲ نفر)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 16:49  توسط میترا آبیار(Mitra Abyar)  | 

كودك و كتابخانه

با تشكر از آقاي دانايي براي ارسال عكس

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 10:23  توسط محسن حاجی زین العابدینی(Mohsen Haji Zeinolabedini)  | 

http://i30.tinypic.com/246tao2.jpg

حضور داوطلبان در کتابخانه مرکزی

http://i26.tinypic.com/16izg9t.jpg

حضور در سلف سرویس دانشگاه

http://i25.tinypic.com/kcz29k.jpg

بازهم ادامه حضور در سلف سرویس دانشگاه!

http://i29.tinypic.com/1z3bcko.jpg

نمایی از کتابخانه مرکزی

http://i31.tinypic.com/2vdsi11.jpg

این کارت ورود به جلسه من کجاست؟!

http://i29.tinypic.com/24o4x1y.jpg

آقای حیدری-دانشجوی دکتری اهواز-و دخترشان زهرا در انتظار پایان آزمون دوستان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 9:42  توسط امیر اصنافی (Amir Asnafi)  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 8:59  توسط امیر اصنافی (Amir Asnafi)  | 

در میانه زمستان و بارشهای سنگین، برف کتابخانه ملی رو از پا درآورد و چهره ای نازیبا به ساختمان مدرن و مقاوم در برابر هشت ریشتر زلزله داد.!!!
تعجب نکنید! صحبت از همان ساختمان تازه تاسیس ملی است نه ساختمانهای قدیمی آن!

باورتان نمی شود آب از لای دیوارها عبور کرده و با سوراخ کردن دیوار توسط همکاران، آب از دیوار مثل خارج شدن از چشمه به داخل اتاقها وارد شد.

البته خوشبختانه خسارت جانی و مالی نداشت و منابع آسیب ندیدند. انگار فقط یک هشدار بود تا حساب کار دست کتابخانه بیاید و به خودش مغرور نشه.

View Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size Image

 

 


 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 9:44  توسط سمانه نوذر(Samaneh Nozar)  | 

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">